ثبت نام

مونا برزویی در گفت و گو با «پارس نوا»: همه از ترانه ها توقع دارند که معجزه کنند.

_MG_6936
ب

_MG_6937مونا برزویی: همه از ترانه ها توقع دارند که معجزه کنند.

+ فکر میکنم اگر به این سؤال پاسخی ندهم بهتر باشد.

+این اتفاق را رقم میزنم حتی اگر تمام کتاب فروشی ها از پیگیری های من خسته شوند!

+من هفت سال ممنوع الاسم! بوده ام

+صحبت کردن راجع به آینده مرا سردرگم میکند.

پارس نوا: مونا برزویی بی شک یکی از چهره های موفق و نام آشنای حوزه ی ترانه در موسیقی کشور به حساب می آید که توانسته با آثار موفق خود در طول سال های گذشته کارنامه کاری قابل قبولی را از خود به نمایش بگذارد.

در طول ماه های اخیر کتاب ترانه های برزویی با نام «تقدیر» در سراسر کشور منتشر شده که استقبال بسیار خوب مخاطبین این هنرمند از این اثر نشان دهنده ی موفقیت های این شاعر خوش ذوق می باشد.

پایگاه «پارس نوا» به بهانه این موفقیت بزرگ به گفتوگو با این ترانه سرا پرداخته که در ادامه میخوانید:

استقبال از کتاب «تقدیر» تا این لحظه به چه شکلی بوده؟ چرخه ی برگزاری جشن امضاء ها در سراسر کشور به چه شکلی پیش می رود؟

مخاطبانم آنقدر به من محبت دارند که گاهی احساس میکنم حتی اگر فردی در دورترین نقطه از ایران باشد من وظیفه دارم و مسؤل هستم که کتاب را به دستش برسانم. متاسفانه در سیستم پخش کتاب در ایران به خصوص برای مؤلفین اول, کم لطفی های زیادی وجود دارد. البته انتشارات در این مدت بسیار از من حمایت کرده اند. ولی کم لطفی اصلی از سوی کتاب فروشی ها و سیستم پخش است.

مولف پس از تحویل کتاب به انتشارات همه چیز را به آنها میسپارد . اما من نمیتوانستم نسبت به مخاطبم بی تفاوت بمانم .دغدغه ی من بی تفاوت نگذشتن از مخاطبی ست که با وجود کاهش سرانه ی مطالعه در ایران، به شوق تهیه کتابی چندین بار به کتابفروشی های شهرش سر میزند و کتاب را پیدا نمیکند. کلیه درامد حاصل از فروش کتاب تقدیر را در هر چاپ به خیریه ها بخشیده ام، من هیچگونه نفع مالی از فروش کتابها نمی برم اما این پیگیری را وظیفه ی فرهنگی خودم میدانم . هر روز شاهد پیامهایی از سوی مخاطبانی در شهرهای مختلف هستم که از من میخواهند پیگیر پخش تقدیر در شهر یا استانشان باشم و از اینکه کتاب پس از گذشت هفته ها از نشر هنوز به دستشان نرسیده شکایت میکنند.

در تلاشیم تا با برگزاری همین مراسم ها و جشن امضاء این اتفاق را رقم بزنیم حتی اگر کتاب فروشی ها از پیگیری های من خسته شوند! چون یک مؤلف باید پشت اثرش تمام قد بایستد خصوصأ زمانی که مخاطب خوش ذوق و پیگیر دارد و به همین دلیل تا جایی که در توانم باشد دوست دارم این دیدار ها ادامه داشته باشد. البته این دیدار ها را من تدارک نمیبینم و تمامی دعوت ها از سوی خود کتاب فروشی ها یا مراکز و مؤسسه های فرهنگی هنری صورت گرفته است.

گاهی احساس خستگی میکنم زندگی شخصیم مختل میشود چون همه چیز آن طور که میخواهیم پیش نمیرود من برنامه ریزی میکنم و ناگهان برنامه ها مخدوش میشود یا یک سری جا به جایی ها پیش میاید؛ دلم برای خلوت خودم تنگ میشود چون اساسأ آدم منزوی هستم و دوست دارم برگردم به خلوت خودم و نوشتن. دست بردارم از همه این ها اما انقدر از مردم انرژی مثبت میگیرم که نمیتوانم براحتی رهایش کنم.

اگر شما یک ترانه سرای غیر مجاز هستید و اجازه نوشتن نام شما بر روی آلبوم های مجاز موسیقی داده نمیشود چگونه اجازه چاپ ترانه هایتان صادر شد؟

من هفت سال ممنوع الاسم ! بوده ام . , سخت گیری و محدودیت ها به روی من و چند تن دیگر از همکارانم کمتر از قبل شد و خودشان راه را باز کردند برای انتشار. من هیچ گاه اصراری برای چاپ کتاب و ترانه هایم نداشتم تمام پیشنهادها را هم رد کرده ام . ولی وقتی این پیشنهاد از سمت انتشارات نگاه صورت گرفتم به خاطر خوشنامی و سابقه ی درخشانشان پذیرفتم. شاید دو هیئت نظارت مختلف وجود دارد چون ترانه هایی قبلا به صورت مجاز اجرا شده بودند مجددا بازبینی شدند و اصلاحاتی هم صورت گرفت.

_MG_6939
گفت و گو با مونا برزوی

فضای آهنگسازی در موسیقی داخلی را چگونه میبینید؟ چقدر از ملودی هایی که بر روی ترانه هایتان قرار میدهند رضایت دارید؟

فکر میکنم اگر به این سؤال پاسخی ندهم بهتر باشد. تصمیم هایی که در آینده خواهم گرفت همه چیز را روشن میکند . صحبت کردن راجع به آینده مرا سردرگم میکند.

در موسیقی ما فضا انگار قرار بر این است که تمام بار یک اثر را ترانه و کلام بر دوش کشد. و همه از ترانه ها توقع دارند که معجزه کنند. موسیقی انگار سوار بر ترانه است و میگوید من قرار نیست هیچ تغییری بکنم قرار نیست نوآوری داشته باشم قرار نیست دل کسی را به لرزه بیاندازم و همه چیز به دوش ترانه است در صورتی که نباید به این شکل باشد موسیقی و کلام باید با هم یک اثر را پیش ببرند.

خیلی ها بر این باورند که شما موفقیتتان را تا حدود زیادی به مترجم بودنتان مدیون هستید, تا چه اندازه با نظر این دوستان موافق هستید؟

نه رد میکنم نه میپذیرم. ببینید شما در شعر های هر شاعری میتوانید تأثیر شغل و یا رشته تحصیلی آن فرد را به وضوح مشاهده نمایید به عنوان مثال در شعر های دکتر یداللهی تسلط ایشان به مباحث روانشناسی و رویکرد روانشناختی کاملأ واضح است و یا در شعر های شاعر دیگری که مهندسی خوانده، میتواند توجه به جزئیات مهندسی کلمات و قافیه ها را متوجه شوید .مثل این که دارد ساختمان میسازد و میتواند مثل یک شهرک ترانه های جدولی بسازد، یا اقای ایرج جنتی عطایی که با سابقه ی بازی در تئاتر آن نگاه ویژه ی تئاتری کاملا در روایتهایشان محسوس است. شغل و تحصیلات هر انسانی روی تمام ابعاد زندگی اش اثر خواهد داشت. اگر زمانی ترانه ای را ترجمه کنم نامم را زیر آن اثر امضا نمیکنم . حتما دانستن زبانهای دیگر مستقبم و غیر مستقیم روی اثارم تاثیر گذاشته . اما همانطور که گفتم اگر اقتباسی صورت میگرفت اگرچه ایرادی هم نداشت. مطمئن باشید دوستان پیگیر و در همه ی ابعاد مخالف من، حتما تا به حال از ان به عنوان نقطه ضعفم استفاده میکردند. برای من مثل هر ترانه سرای دیگری شنیدن موسیقی جهان بخشی از مطالعات روزمره است چه مترجم باشم چه نباشم ولی اگر روزی برسد که ترانه ای را دقیقأ ترجمه کنم نامم را زیرش امضا نمیکنم ! مثل ترانه ی شنیدم ازدواج کردی که به سفارش مهسا نوشتم و چون ایده را دوست نداشتم و نگاهش نگاه و رویکرد مونا برزویی نبود و ترجمه ای محسوب میشد از ایشان خواهش کردم از من به عنوان ترانه سرای اثر یاد نکنند و در کتابم هم چاپش نکردم. چون آنرا اثر خودم نمیدانم. صرفا یک همکاری سفارشی ست. که شوق خلاقیتی هم برایش نداشته ام.

ضمنا ما باید بیشتر انچه مینویسم مطالعه کنیم. کاملأ واضح است که خودآگاه یا ناخوآگاه این مطالعات روی من تأثیر خواهد گذاشت اما چه کسی را میتوان مثال زد که اتفاقات و تجربیات روزمره اش روی آثارش تأثیری نداشته باشد ؟

تهیه و تنظیم گزارش: مریـم تقوایی

منبع: اختصاصی پـارس نــوا

دیدگاه ها

  • silent آذر ۲۳, ۱۳۹۴ :: ۱۲:۵۰
    0 0

    لطفا امکان پرینت اخبار سایت رو هم فراهم کنین. با تشکر.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *